پایگاه مطالعات حدیثی

محیطی برای عرضه دستاوردها و پژوهش های حدیثی

درمان کدام است: دارو یا دعا؟



مجموع: ۰

بازدید: ۲۷۶

یادداشت

درمان کدام است: دارو یا دعا؟

ارسال شده در: 27 اسفند 1398 - 13:41 توسط عبدالهادی مسعودی

درمان با کدام است: دارو یا دعا؟

 

این روزها می پرسند چه چیزی از ما در برابر ویروس ناشناخته و موذی کرونا حفاظت می کند؟ و اگر گرفتار شدیم چه چیزی ما را از شر آن می رهاند؟

پاسخ کوتاه این پرسش آن است که همه کارها در جدول تقدیر الهی جای می گیرند و روابط درونی  خانه های این جدول را نیز همو تدبیر می کند. خداوند است که بیماری و ناخوشی و ناداری ما را تقدیر می کند و هموست که به تعبیر حضرت ابراهیم ع  شفا می بخشد.[1] نکته این جاست که خدا به عنوان مدیر و مدبر هستی، به این کارها روال داده و برای هر رخداد زیبا و زشتی، فرآیند و عوامل و اسبابی معین نموده است. اگر  می خواهی به آسمان پرواز کنی «لا تنفذون الا بسلطان» و اگر می خواهی نان به دست آوری، باید فرا بگیری که چگونه بذر بپاشی هر چند ابر و ماه و خورشید نیز باید به کار باشند. همان گونه که بیماری از تولید تا انتقال به بدن انسان، روال مشخصی در طبیعت دارد، رویارویی از آن نیز فرآیند معینی دارد. ما می توانیم با شناخت این دو فرآیند، وظیفه خود را بشناسیم و به جای اینکه در جدول تقدیر الهی، خانه بیماری را برگزینیم، به درون خانه عافیت درآییم. می توانیم همانند علی ع از زیر دیوار کج به کنار دیوار استوار  برویم و همچو او  بگوییم که از این قضای الهی به قَدَرش و از سنت واژگونی دیوار کج به ایستایی دیواری پناه می­بریم که مطابق سنت الهی فرو نمی ریزد.

خوشبختانه خداوند بسیاری از این سنت ها و روال های زندگی را به انسان آموخته است. خدای رحمان، همه نام ها را به  انسان آموخت و شناخت ادیان و ابدان را یک­جا در اختیار او نهاد. اکنون انسان بینا می­داند که از کوره راه­های زندگی چگونه خود را به مقصد برساند و چگونه خود را از گزند هر شر و  نیش هر مار دور بدارد. او از راهنمایان منصوب خدا فراگرفته که نخستین گام در برابر هر بیماری، دوری از آن است که «الحمیة راس الدواء» ولی اگر گرفتار شد، آنگاه باید از کسانی بهره گیرد که در جدول هستی، خداوند وظیفه درمان را بر دوش آنان نهاده است. وقتی خداوند به پیامبر خویش فرمان می دهد که برای درمان باید به طبیب مراجعه کند و پس از معالجه، خداوند شفا می دهد[2]، می فهمیم که دوا و درمان نیز در جدول تقدیر الهی جای دارند[3] و هر بیماری، دوا و راه چاره ای دارد[4] هر چند ممکن است همه آن را ندانند.

 این بدین معنا نیست که تنها راه همین است، بسی ممکن است که راه های دیگر هم گشوده باشد اما نه برای همه و نه همیشه. تنها آن جا که حکمت خدا اقتضاکند و تنها برای گرفتار مضطری که از مال خویش می گذرد و آن را صدقه می دهد؛ یا آسایش خود را به کنار و عبادتی افزون بر واجبات را بر دوش خویش می نهد؛ یا از فرط فشار و لاعلاجی، فریاد کمک بر می آورد و چنان مستقیم و خالصانه خدا را می خواند، که رحمت خدا را به جوشش در می­آورد و فرشتگان و محبان و محبوبان خاص خدا را به شفاعت می کشاند. آری، چنین کسی تجلی امیدی می گردد که از روایت «الدعاء یردّ القضاء» ساطع می گردد و پرتو افکن راه کسانی می شود که در میانه جبر و اختیار، و بی اطلاع از کارآمدی قطعی دارو، خود را در فرآیند عادی درمان درمی آورند اما هیچ گاه از یاد نمی برند که مدبر و مقدّر هستی نه دست بسته و محدود است و نه در بند سنت هایی که خود برای جریان عادی زندگی بشر مقرر کرده است. او خدایی دست بسته و در کنار بنشسته نیست، او خدای خالق قادرمطلق است، با دستانی گشاده و پرتوان که پدید می آورد و ره می نماید و می رهاند؛ و البته این رحمت گسترده باید در گستره حکمت او جای گیرد و سازگار کردن این دو در هنگامه درد و درمان هزاران انسان، تنها از خدایی بر می آید که هم رحیم است و هم حکیم .

 

[1] و اذا مرضت فهم یشفین .

[2] [2] الإمام الصادق ( عليه السلام ) : إن نبيا من الأنبياء مرض ، فقال : لا أتداوى حتى يكون الذي أمرضني هو الذي يشفيني ، فأوحى الله تعالى إليه : لا أشفيك حتى تتداوى ، فإن الشفاء مني

[3] - رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : الدواء من القدر ، وهو ينفع من يشاء بما شاء ( 2 )

[4] الإمام علي ( عليه السلام ) : لكل علة دواء ( 2 ) .

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

    نتیجه ای یافت نشد.

مقالات