پایگاه مطالعات حدیثی

محیطی برای عرضه دستاوردها و پژوهش های حدیثی

پرسش های رجالی (1)



مجموع: ۰

بازدید: ۳۰۵۸

یادداشت

پرسش های رجالی (1)

ارسال شده در: 03 دی 1393 - 16:17 توسط مهدی غلامعلی

اصطلاح: رجال

بررسی سند روایتی درباره آذربایجان

دوست بزرگواری از کشور آذربایجان یک سئوال رجالی را ارسال فرموده اند. اگرچه در ابتدا قصد ما از این سایت صرفا اطلاع رسانی بود، نه پاسخگویی ولی تقاضای دوستان و همچنین سئوال ایشان سبب شد که بخشی از صفحه شخصی ام را به پرسش های رجالی اختصاص دهم. بنابراین اگر دوستان سئوالاتی داشتند ارسال کنند و من با توجه به وقت کمی که دارم با قدری تاخیروبه اندازه توان اندک علمی ام، ان شا الله در همین قسمت یادداشت پاسخگو خواهم بود.

متن سئوال و پاسخ را تقدیم می کنیم:

سئوال:

با سلام و تحیت از دیار کشور آذربایجان به شما اساتید عزیز و گرانقدر!

از شما یک تقاضای مهم دارم: لطفا سند حدیث "لابد لنار من آذربیجان" که در کتاب "الغیبه" نعمانی آمده است، برای ما بررسی سندی نموده و بفرمایید که از نظر سندی وضعیت این حدیث چگونه است؟ تقاضا داریم که در صورت ضعف بودن، به صورت موردی علت آنرا نیز بفرمایید. قبلا از الطاف شما . صمیمانه تشکر می نمائیم. ایلقار

پاسخ:

دوست گرامی آذربایجانی

جناب آقای ایلقار

سلام  علیکم.

اصل حدیث در باره جنگ های پیش از ظهور حضرت مهدی (ع)  است و در باره  نکوهش آذربایجان نیست .

اما درباره سندش باید عرض کنم که به احتمال قوی این روایت در منابع واقفه بوده است و از  آنجا به تراث شیعه امامی راه یافته و ظاهرا منفرد است یعنی در جای دیگر نقل نبوده است.

اما اینکه از نظر سندی چگونه است بنا بر نظر مشهور رجالیان سند حدیث ضعیف است. البته سند متصل و در سند تحویل رخ داده است (یعنی در واقع روایت دارای دو سند است).

سند و متن روایت را در ذیل می آورم وسپس بررسی سندی آنرا به اختصار بیان می کنم:

1 - حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة الكوفي ، قال : حدثنا أحمد بن يوسف بن يعقوب الجعفي أبو الحسن ، قال : حدثنا إسماعيل بن مهران ، قال : حدثنا الحسن بن علي بن أبي حمزة ، عن أبيه ووهيب بن حفص ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) ، قال : " إنه قال لي أبي ( عليه السلام ) : لا بد لنار من أذربيجان لا يقوم لها شئ ، وإذا كان ذلك فكونوا أحلاس بيوتكم ، وألبدوا ما ألبدنا ، فإذا تحرك متحركنا فاسعوا إليه ولو حبوا ، والله لكأني أنظر إليه بين الركن والمقام يبايع الناس على كتاب جديد ، على العرب شديد ، وقال : ويل لطغاة العرب من شر قد اقترب " .

اما سند:

در سند نام هفت راوی آمده است که ارتباط استاد و شاگردی آن و اتصال سند آن درست است. اما از جهت توثیق راویان دست کم دو نفر از ایشان هیچ توثیقی نداشته و حتی یکی از آنها تضعیف هم شده است. از جهت مذهبی هم نفر اول سند زیدی مذهب است و سه نفر دیگر هم واقفی مذهب هستند.

نفر اول : أحمد بن محمد بن سعيد بن عقدة الكوفي،

وی استاد محمد بن ابراهیم نعمانی مولف کتاب الغیبة است. ابن عقده (م333ق) از جهت مذهب زیدی جارودی است ولی در نقل روایت ثقه است و توثیق خاص دارد.

نفر دوم : أحمد بن يوسف بن يعقوب الجعفي أبو الحسن ،

وی استاد ابن عقده بوده ولی در منابع رجالی نامش نیامده و مجهول است. البته ابن عقده روایت دیگری را از وی در تهذیب الاحکام (ج6 ص79)نیز گزارش شده است. بنابراین ناشناخته بودن وی به سند ضربه زده است.

نفر سوم: إسماعيل بن مهران ،

اسماعیل بن مهران بن ابی نصر سکونی، فردی امامی و در شمار اصحاب امام رضا بوده و معمولا با یک وگاه دو واسطه از امام صادق علیه السلام روایت می­کرده است. اسماعیل فردی است که درباره اش گفته شده است: «ثقة معتمد علیه».

نفر چهارم: حدثنا الحسن بن علي بن أبي حمزة ،

حسن بن علی بن ابی حمزه شاگرد اسماعیل بن مهران بوده و از وی روایتهایی در کتب اربعه هم نقل کرده است. اما از جهت نقل روایت تضعیف شده است. از سوی دیگر از جهت مذهب هم وی و پدرش هر دو از واقفه بوده و از رؤسای واقفه به شمار می رود.

او را واقف بن واقف خوانده و گاهی نیز او را غالی نیز گفته اند. برخی از بزرگان شیعه که او را دیده بودند، درباره نقل روایاتش می گفتند:«لا استحل ان اروی عنه حدیثا،؛ نقل حدیثی از وی را حلال نمی دانم». بنابراین وی دومین فردی است که به سند این روایت ضربه زده و آن را ضعیف نموده است.

نفر پنجم: علي بن أبي حمزة (عن أبيه)

وی نیز استاد فرزندش بوده است ولی بخشی از عمرش را امامی بوده و سپس واقفی شده است. در دوره امامی بودنش ثقه و قابل اعتماد بوده و بزرگان از وی در دوره امامی بودنش نقل کرده اند. در اینجا وقتی فرزند واقفی اش از او حدیث نقل می کند می تواند مربوط به دوره واقفی بودنش هم باشد. پس علیرغم توثیق وی در دوره امامی بودنش در اینجا نمی توان چنین اعتمادی نمود. علی بن ابی حمزه یار همراه و مصاحب ابو بصیر و عصاکش وی بوده است. این مصاحبت سبب شد که غالب روایاتش را از ابو بصیر نقل کند (مانند رویات حاضر).

نفر ششم: وهيب بن حفص 

وی هم طبقه علی بن ابی حمزه و از اساتید حسن بن علی بی ابی حمزه و از شاگردان ابو بصیر است. با واوی که پیش از نام وی آمده است، سند تحویل دار و دو سند را تلخیص نموده اند:

سند اول: ابن عقدة + أحمد بن يوسف بن يعقوب + إسماعيل بن مهران + الحسن بن علي بن أبي حمزة + عن أبيه + أبو بصير+ امام صادق

سند دوم: ابن عقدة + أحمد بن يوسف بن يعقوب + إسماعيل بن مهران + الحسن بن علي بن أبي حمزة + وهيب بن حفص+ أبو بصير+ امام صادق

شخصیت حدیثی وهیب پذیرفته و فردی ثقه است. اما از جهت مذهب او نیز واقفی است.

نفر هفتم: ابو بصیر

ابو بصیر عنوانی نظیر روشندل بوده که به کم بینایان و گاه نابینایان داده می شده است. بنابراین این عنوان در رجال متعدد است. ابو بصیری که علی بن ابی حمزه شاگردش بوده و در این طبقه هست، جناب یحیی است که از اصحاب اجماع است و اتهام واقفی به وی نادرست بوده و فردی امامی و ثقه است.

بنا بر آنچه گذست روایت دارای دو سند و هر دو سند به جهات متعدد ضعیف است.

نظرات

  1. شاهچراغی 03 دی 1393 - 23:58

    سلام استاد . یاد کلاسهای جذاب و شیرینتان افتادم . افسوس که دوران دانشجویی خیلی زود گذشت . استدلالتان بسیار عالمانه بود.

  2. ایلقارـ آذربایجان 06 دی 1393 - 09:07



    با عرض سلام و تحیت!
    از ارسال پاسخ علمی بصورت صمیمانه از شما و استاد مهدی غلامعلی سپاسگزارم. از خداوند متعال برای شما آرزوی سلامتی و خیر دنیا و آخرت مسئلت می نمایم.

  3. حامد قربانی 07 فروردین 1396 - 01:46

    سلام و عرض ادب به اساتید عالم و عامل به احادیث اهل بیت عصمت و طهارت .
    از اینکه خالصانه و مخلصانه علوم خود را در طبق اخلاص گذاشته و زکات علم دینی را ترویج داده و علاقه مندان به اهل بیت را بهتر شناسانده .
    از این عمل پسندیده قدر دانی نموده و از خداوند متعال خواستار روز افزون عمر بابرکت در راه اهل بیت ع برای شما اساتید بزرگوار میباشم.
    کارشناس علوم حدیث و قران دانشگاه تهران

  4. زینب 17 بهمن 1396 - 18:34

    سلام وقت بخیر
    توضیحات مختصری درباره شخصیت احمد الفراهانی میخواستم.

یادداشت ها

کتاب ها

    نتیجه ای یافت نشد.

مقالات