پایگاه مطالعات حدیثی

محیطی برای عرضه دستاوردها و پژوهش های حدیثی

پژوهشى پيرامون شب قدر



مجموع: ۰

بازدید: ۳۲۷۹

خبر

پژوهشى پيرامون شب قدر

ارسال شده در: 24 خرداد 1396 - 12:19 توسط پایگاه

پژوهشى پيرامون شب قدر[1]

آیت الله محمد محمدی ری شهری

 

«إِنَّا أَنزَلْنَهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ»؛ ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

سخن درباره شب قدر است؛ شب شكوهمند به سبب نزول قرآن؛ شبى كه والاترين و پر بركت ‏ترينِ شب‏هاى سال به شمار مى ‏رود؛ شبى بزرگ كه پيامبر خدا آن را چنين ستوده است:

شَهرُ رَمَضانَ سَيِّدُ الشُّهورِ، و لَيلَةُ القَدرِ سَيِّدَةُ اللَّيالى؛[2]

ماه رمضان، سَرور ماه‏ها و شب قدر، سَرور شب‏هاست.

جايگاه والاى اين شب و نقش رساى آن در ميهمان‏سراى الهى و بهره ‏ورى از بركات و دست‏اوردهاى اين ضيافت الهى، تا آن جاست كه امام صادق عليه السلام آن را «قلبِ» اين ماه ناميده است:

قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَيلَةُ القَدرِ؛[3]

قلب ماه رمضان، شب قدر است.

كسى كه بخواهد ماه رمضان براى او ماهى زنده، با نشاط، حيات‏ آفرين و سرشار و پربار باشد، بايد از اين قلب، مواظبت كند. مراقبت از اين قلب، ممكن است سرنوشت ‏ساز و بيمه كننده همه عمر انسان باشد، كه‏ «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است».

براى شناخت قلب ماه رمضان و به خاطر دست يافتن به دست‏آوردهاى خوب اين شب عظيم و پرثمر، نكاتى را كه برگرفته از ره‏نمودهاى روشنگر و زندگى‏ ساز اهل بيت عليهم السلام است، تقديم مى‏ داريم:

 

يكم. معناى شب قدر

آيه شريف‏ «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ؛ و تو چه دانى كه شب قدر چيست؟»، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه دست يافتن به معناى حقيقى شب قدر، بسيار دشوار و فراتر از سطح ادراك توده‏ هاى مردم است. روشن است كه وقتى مخاطب اين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله باشد، پرسش موجود در آيه، نشان‏دهنده عظمت و ارج شب قدر است؛ چرا كه مفهوم شب قدر، هرگز بر شخصيّتى عظيم كه قرآن بر دل پاك او فرود آمده و جان او جايگاه شب قدر است، و فرشتگان الهى در آن شب براى سامان‏بخشى به امور جهان و تقدير هستى نزد او مى‏ آيند، ناشناخته نيست.

افزون بر اين، فراهم آمدن زمينه شناخت و شهود حقيقت شب قدر (هر چند اندك) براى شمارى از اهل سير و سلوك كه با بهره ‏گيرى از تعاليم اهل بيت عليهم السلام‏[4] در اين زمينه، به آن رسيده ‏اند گوياى اين حقيقت است.

عالم ربّانى آية اللّه ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رحمه الله در پاسخ اين سؤال كه: «معناى ديدار شب قدر و لذّت آن چيست؟»، مى‏ گوید: ديدار شب قدر، عبارت است از: كشف فرود آمدن امر آسمانى به زمين در اين شب، آن گونه كه براى امام زمان عليه السلام آشكار مى‏شود.[5] ديدن آن حقيقت و توفيق يافتن به اين ديدار و شهود، كارى بس عظيم و والاست، همان گونه كه امام صادق عليه السلام آن را چنين توصيف فرموده است:

إنَّ القَلبَ الَّذى يُعايِنُ ما يُنزَلُ فى لَيلَةِ القَدرِ لَعَظيمُ الشَّأنِ؛[6]

دلى كه آنچه را در شب قدر فرود آورده مى‏شود، مى‏بيند، بسى والاست.

امّا اسلام، مردم را در همين سطح به خود وا نگذارده است و براى آن كه توده مردم نيز شناختى اجمالى از معناى شب قدر دريابند، روايات دينى، تصويرى از آن حقيقت را در ضمن بيان ويژگى ها و فضايل آن شب ارائه داده ‏اند كه به نمونه‏ هايى از آنها در ادامه اشاره مى ‏شود.

 

دوم. ويژگى ‏هاى شب قدر

الف برنامه‏ ريزى سال‏

در بسيارى از روايات، به عنوان نخستين ويژگى شب قدر، بر اين تأكيد شده است كه تقدير امور مردم و سامان‏بخشى اوضاع و احوال آنان در طول سال، در اين شب رقم زده مى‏شود؛ شبى كه سرنوشت و فيصله ‏يافتن همه كارهايى كه تا سال آينده پيش خواهد آمد، در اين شب فرود مى ‏آيد. شايد نزول قرآن در شب قدر نيز به لحاظ همين جهت باشد؛ كتابى كه برنامه زندگى انسان را ارائه مى‏ كند. از همين جاست كه انسان مى ‏تواند با بهره‏ گيرى از برنامه ه‏اىی كه قرآن آن را ترسيم نموده، سرنوشت خود و زندگى‏ اش را در شب قدر عوض كند و براى سال آينده خويش، بهترين سرنوشت و براى خويش سودمندترين كسب و كار را تحقّق بخشد.

در اين‏جا دو مطلب مهم است كه شايان توجّه‏ اند:مطلب اوّل. رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چارچوب مقدّرات او در علم ازلى خداوند است. به ديگر سخن، به گفته روايات اهل بيت عليهم السلام، آنچه در علم حضرت حق، در طول سال براى مردمْ مقدّر است، به صورت برنامه‏اىی نوشته شده آشكار مى‏ شود كه فرشتگان، آن را مى‏ نويسند و به امام عصر عليه السلام تحويل مى‏دهند. و اين، به تناسب كارى است كه انسان در شب قدر انجام مى‏ دهد. مطلب دوم. بر اساس شمارى از روايات، تعيين سرنوشت انسان در شب قدر و رقم خوردن آنچه در يك سال كامل بر او خواهد گذشت، به معناى آن نيست كه او به طور كامل در برابر اين سرنوشت، بى‏ اختيار باشد، بدان سان كه براى تغيير آن، هيچ كارى از او بر نيايد؛ بلكه مى ‏تواند در سايه دعا و توسّل و با كارهاى شايسته، مقدّرات حتمى خود در شب قدر را نيز تغيير دهد. از اين رو، امام باقر عليه السلام فرموده است:

فَما قُدِّرَ فى تِلك اللَّيلَةِ و قُضِىَ فَهُوَ مِنَ المَحتُومِ و للّهِ عز و جل فيهِ المَشِيَّةُ؛[7]

آنچه در آن شب، مقدّر و معيّن شده، حتمى است و خدا مى ‏تواند در آنها، آن گونه كه بخواهد، عمل كند.

با توجّه به ساختار و مضمون اين گونه روايات‏[8] و افزودن آن به ادلّه قطعى، كه بر «اجابت دعا در طول سال بخصوص در عرفات و حرم‏هاى مطهّر» دلالت دارند، نمى ‏توان ظاهر برخى روايات را پذيرفت كه: مقدّرات شب قدر، هرگز تغييريافتنى نيست.[9]

ب آغاز سال تقدير

توضيح داديم كه آغاز سال، به اعتبارهاى مختلف، متفاوت است. رواياتى كه «شب قدر» را آغاز سال مى‏ دانند به اعتبار سال برنامه ‏ريزى امور مردم و سامان‏ بخشى وضع آنان و آنچه پيش خواهد آمد، صادر شده ‏اند. با همين اعتبار، شب قدر، پايان سال نيز به شمار مى‏ رود؛ يعنى پايان سالِ برنامه‏ ريزى شده‏ اى كه سپرى شده و اوّل سال برنامه‏ ريزى‏ شده نو است.

ج اختصاص داشتن به امام زمان‏ (عج)

سومين ويژگى شب قدر، اين است كه خداى سبحان، كامل‏ترين و شايسته ‏ترين و برترين انسان را از برنامه‏ ريزى و حكم خود، آگاه مى ‏سازد. تفسير القمّى، در ذيل آيه «تَنَزَّلُ الْمَلَئِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا؛ در آن شب، فرشتگان و «روح» به فرمان پروردگارشان در پىِ هر كارى فرود مى ‏آيند»، چنين آمده است:

تَنَزَّلُ المَلائِكةُ و روحُ القُدُسِ عَلى إمامِ الزَّمانِ، و يَدفَعونَ إلَيهِ ما قَد كَتَبوهُ مِن هذِهِ الامورِ؛[10]

فرشتگان و روح القُدُس بر امام زمان فرود مى‏ آيند و از اين امور، آنچه را نوشته‏ اند، به او تقديم مى‏كنند.

اين نكته، هر چند كه با صراحت به امام معصوم نسبت داده نشده؛ ليكن جمع ‏بندى مضمون همه رواياتى است كه در اين باب آمده است. پس مى ‏توان گفت: از ويژگى‏هاى شب قدر، اختصاص داشتن آن به امام مهدى عجّل اللّه فرجه است. از اين رو، توسّل به آن امام در اين شب خاص، نقش مؤثّرى در گشايش كارهاى انسان و گشودن آفاق در پيش او دارد و مى ‏تواند سرنوشت او را در جهتى كه دست‏آوردهاى بيشترى را در سال آينده نصيب او سازد، تنظيم كند.

د بهتر از هزار ماه!

به تصريح قرآن كريم، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مّنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»، و اين نشانگر استثنايى بودن اين برهه خاصّ زمانى و بركاتى است كه در بر دارد، به نحوى كه كار شايسته در آن، با كار شايسته در عمرى طولانى (بيش از هشتاد سال) برابر است. از اين رو، در تفسير اين آيه آمده است:

العَمَلُ الصّالِحُ فيها مِنَ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ و أنواعِ الخَيرِ، خَيرٌ مِنَ العَمَلِ فى ألفِ شَهرٍ لَيسَ فيها لَيلَةُ القَدرِ؛[11]

كار شايسته در آن شب (از قبيل: نماز، زكات و انواع نيكى‏ها) بهتر از عمل در هزار ماهى است كه شب قدر نداشته باشد.

اين بركات گسترده و سرشار شب قدر، تفسيركننده تأكيد و تشويق پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام است كه مسلمانان را بر بهره بردن از لحظه لحظه شب قدر فرا خوانده‏اند، تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله از خوابيدن در شب بيست و سوم نهى فرموده است‏[12] و به همين جهت، فاطمه زهرا عليها السلام، دختر گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله، نمى‏ گذاشت كه در آن شب، كسى از اهل خانه ‏اش بخوابد.[13] آرى! كسى كه از نعمت ايمان به قرآن برخوردار است و مى‏ داند كه عمل در يك شب، از نظر بركات، برابر با حيات جاويد او و بهره‏ مندى در طول حيات ابدى است، نمى‏ تواند اين فرصت گران‏بها و موهبت بى‏ نظير را رايگان از دست بدهد.

 

سوم. تداوم شب قدر

بررسى آيات سوره قدر و تأمّل در روايات دينى، نشان مى‏دهند كه شب قدر، ويژه زمان نزول قرآن و دوران پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؛ بلكه هميشگى است و از آغاز آفرينش انسان بوده و تا پايان جهان و وجود انسان در آن نيز تداوم خواهد داشت؛ به چند دليل:

يكم. شب قدر، ظرف نزول قرآن است و ظرف بايد پيش از مظروف وجود داشته باشد.

دوم. در سوره قدر، فعل مضارع «تَنَزَّلُ (فرود مى‏ آيند)» به كار رفته و بر استمرار، دلالت مى‏ كند. نيز جمله اسميه: «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ؛ آن شب تا دميدن‏ سپيده، ايمن است»، مفهوم تداوم دارد.

سوم. قرآن كريم بارها تأكيد كرده كه سنّت الهى در تدبير جهان، تغييرناپذير است.[14] از اين رو، اين سنّت الهى كه مربوط به تدبير امور انسان‏ها و سرنوشت آنان است، همه امّت‏ها و اقوام گذشته و حال و آينده را در بر مى ‏گيرد.

چهارم. روايات فراوان (شايد در حدّ تواتر)، تداوم شب قدر را پس از پيامبر خدا مى‏رسانند.[15] شمارى از اين روايات، استمرار اين شب را از آغاز خلقت‏[16] و همراه انسان تا پايان عمر جهان، تأييد مى‏كنند.

پس، آنچه در تفسير الدرّ المنثور، از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه: «خداوند، شب قدر را به امّت من بخشيد و آن را به پيشينيان عطا نكرده بود»، علاوه بر ضعف سند، در برابر قرائن و دلايل گذشته، قابل اعتماد نيست.

 

چهارم. تعيين شب قدر

قرآن كريم، از يك سو، نزول قرآن را در ماه رمضان مى‏داند: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ‏؛ ماه رمضان، ماهى كه قرآن در آن نازل شده است» و از سويى با صراحت، نزول آن را در شب قدر مى‏داند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ آن را در شب قدر نازل كرديم». مقتضاى جمع ميان اين دو آيه، آن است كه شب قدر، حتما در ماه رمضان باشد. اين، در حالى است كه در روايات اهل سنّت، در بيان اين كه شب قدر، كدام شب از شب‏هاى ماه رمضان است، اختلافات فراوانى است، به گونه‏اى كه جمع ميان آنها ممكن نيست.[17]

رواياتى كه از اهل بيت عليهم السلام در تعيين شب قدر نقل شده،[18] به پنج دسته قابل تقسيم‏اند:

دسته اوّل. رواياتى كه شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان تعيين مى‏كنند.[19]

دسته دوم. رواياتى كه مى‏ گويند: شب قدر را در يكى از سه شبِ: نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم بجوييد.[20]

دسته سوم. رواياتى كه مى‏ گويند: شب قدر، در يكى از دو شبِ بيست و يكم و بيست و سوم است.[21]

دسته چهارم. رواياتى كه شب بيست و سوم را به طور معيّن، شب قدر مى‏دانند.[22]

دسته پنجم. رواياتى كه دلالت مى‏ كنند بر اين كه شب‏هاى: نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم، هر كدام به گونه‏اى در تعيين سرنوشت انسان‏ها و امور آنان نقش دارد؛ ولى نقش اساسى و نهايى، مربوط به شب بيست و سوم است.[23]

تأمّل در اين پنج دسته از روايات، نشان مى‏ دهد كه نه تنها ميان آنها تعارضى نيست، بلكه مؤيّد يكديگرند. توضيح، اين كه: از ديد روايات اهل بيت عليهم السلام و شمار قابل توجّهى از روايات اهل سنّت، شب قدر، شب بيست و سوم است. از اين رو، ابن بابويِه صدوق (م 381 ق) مى‏فرمايد:

اتّفق مشايخنا رضي الله عنهم [في ليلة القدر] على أنّها الليلة الثالثة و العشرون‏ من شهر رمضان؛[24]

بزرگان ما درباره شب قدر، همه يك سخن ‏اند كه: شب بيست و سوم ماه رمضان است.

روايات دسته اوّل، دوم و سوم كه براى درك فضيلت شب قدر، به احيا و كارهاى خوب در دهه آخر ماه رمضان توصيه دارند، همچنين رواياتى كه به احياى شب‏هاى: نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم سفارش دارند، همگى به دو نكته بر مى‏ گردند:

نخست. مسلمانان از شب‏ زنده ‏دارى شب‏هاى ماه رمضان، بيشترين بهره را از عطايا و دستاوردهاى آن داشته باشند.

از اين رو، در روايتى كه رازِ پوشيده بودن شب قدر را ميان شب‏ها بيان مى ‏كند، آمده است:

إنَّ اللّهَ إنَّما يَستُرُها عَنكم نَظَرا لَكم؛[25]

خداوند، آن را از شما پنهان داشته تا عنايت بيشترى به شما كند.

دوم. گرچه شب قدر شب بيست و سوم است، امّا به آن معنا نيست كه آن دو شب، ديگر هيچ نقشى نداشته و در تقدير امور و سرنوشت انسان، بى‏اثر باشند.

 

پنجم.  بهترين اعمال در شب قدر

محدّث بزرگوار، ابن بابويه رحمه الله در مجلس 93 از كتاب الأمالى، پس از بيان نوافل شب‏هاى ماه رمضان و صد ركعت نماز براى هر يك از شب‏هاى بيست و يكم و بيست و سوم، مى‏گويد:

و من أحيا هاتين الليلتين بمذاكرة العلم فهو أفضل؛[26]

هر كس اين دو شب را با گفتگوى علمى احيا بدارد، بهتر است.

به نظر مى‏ رسد كه اين مطلب، برگرفته از سخن پيامبر خدا به ابوذر است كه در آن، برترى علم را بر عبادت به تفصيل، بيان، و در پايان آن فرموده است:

يا أبا ذَرٍّ الجُلوسُ ساعَةً عِندَ مُذاكرَةِ العِلمِ خَيرٌ لَك مِن عِبادَةِ سَنَةٍ صِيامِ نَهارِها وَ قِيامِ لَيلِها؛[27]

اى ابو ذر! يك ساعت نشستن براى گفتگوى علمى براى تو، از عبادت يك سال كه روزش را روزه بدارى و شبش را به نماز بِايستى، بهتر است.

افزون بر اين حديث، منابع حديثى، روايات بى ‏شمارى از اهل بيت عليهم السلام را نقل كرده ‏اند كه مى‏ رساند آموختن دانش، به مراتب، برتر از عبادت است؛[28] ليكن براى روشن‏تر شدن اين موضوع، توجّه به چند مطلب ضرورى است:

الف كدام علم و كدام عبادت؟

از ديدگاه فقهى، «آموختن علم»، احكام پنجگانه را دارد و بررسى متن احاديث‏ فراوانى كه علم را برتر از عبادت مى‏دانند، به روشنى مى‏ رساند كه مقصود، برترى آموختن واجب يا مستحب بر عبادات مستحب است.

ب نقش عبادت در پيدايش نور علم‏

از نگاه متون اسلامى، عبادات، نقشى بنيادى در پيدايش و تداوم فروغ علم دارند. از اين رو، هدف احاديثى كه علم را برتر از عبادت مى دانند، تضعيف يا انكار نقش سازنده عبادت در كنار علم نيست؛ بلكه تأكيد بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادتِ ناآگاهانه است كه نه تنها بى ‏ارزش، بلكه خطرآفرين است.

ج سيره اهل بيت عليهم السلام‏

بررسى و تأمّل در سيره عملى اهل بيت عليهم السلام درباره شب قدر و عنايت ويژه آنان به عبادت و ذكر در شب‏هاى: نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم، و توجّه به رهنمودها و سفارش‏ هايى كه به بهره ‏گيرى بيشتر از اين شب‏ها داشته‏ اند، همگى به روشنى نشان مى‏ دهند كه اين شب‏ها، جز در موارد استثنايى، بايد صرف عبادت و ذكر و نيايش و انس با خداى سبحان شوند. البتّه اين، بدان معنا نيست كه نتوان بخشى از شب قدر را به تأليف‏ يا بيان معارف و علومى پرداخت كه سطح آگاهى و معرفت مردم را بالا مى‏برد؛ بلكه مقصود، هشدار دادن به اين نكته است كه به بهانه و به استناد رواياتى كه علم را بر عبادات ترجيح مى ‏دهند، نبايد در شب قدر، از بركات انس با خداوند و بهره بردن از تضرّع در پيشگاه او، غافل شد.

 

 

[1] . این متن پیش از این در کتاب ماه خدا / جلد دوم/ ص 801 انتشار یافته است.

[2] ( 1) بحار الأنوار: 40/ 54/ 89.

[3] ( 2) ر. ك: الكافى: 4/ 66/ 1.

[4] ( 1) ر. ك: ص 795( راه‏هاى شناخت شب قدر) و ص 797( نشانه شب قدر).

[5] ( 2) المراقبات: 137.

[6] ( 1) براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن، ر. ك: ص 760 ح 640.

[7] ( 1) براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن، ر. ك: ص 748، ح 622.

[8] ( 2) ر. ك: ص 747، ح 620 و ص 753، ح 629.

[9] ( 3) ر. ك: ص 747، ح 619 و ص 753، ح 628.

[10] ( 1) براى آگاهى از منابع حديث، ر. ك: ص 768، ح 650.

[11] ( 1) براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن، ر. ك: ص 742، ح 613.

[12] ( 2) ر. ك: ص 821، ح 710 و ص 855، ح 742.

[13] ( 3) ر. ك: ص 857، ح 744.

[14] ( 1) از جمله در: فاطر، آيه 43؛ اسراء، آيه 77؛ احزاب، آيه 38 و 62؛ فتح، آيه 23.

[15] ( 2) ر. ك: ص 771( وجود شب قدر در هر سال).

[16] ( 3) ر. ك: ص 773، ح 656.

[17] ( 4) ر. ك: الدرّ المنثور: 8/ 571 583.

[18] ( 1) از رواياتى كه در متن كتاب( از ص 775 793) آمده، ميان برخى روايات اهل سنّت و روايات اهل بيت عليهم السلام هماهنگى ديده مى‏شود.

[19] ( 2) ر. ك: ص 775( شبِ قدر، چه شبى است؟/ در دهه آخر).

[20] ( 3) ر. ك: ص 777( شبِ قدر، چه شبى است؟/ شب‏هاى بيست و سوم و بيست و يكم و نوزدهم).

[21] ( 4) ر. ك: ص 779( شبِ قدر، چه شبى است؟/ شب‏هاى بيست و سوم و بيست يكم).

[22] ( 5) ر. ك: ص 783( شبِ قدر، چه شبى است؟/ شب بيست و سوم).

[23] ( 6) ر. ك: ص 789( شبِ قدر، چه شبى است؟/ نقش سه شب در سرنوشت).

[24] ( 1) الخصال: 519/ 7، بحار الأنوار: 97/ 16/ 31.

[25] ( 2) براى آگاهى از متن كامل حديث و منابع آن، ر. ك: ص 794، ح 690.

[26] ( 1) الأمالى، صدوق: 747.

[27] ( 2) جامع الأخبار: 109/ 195، بحار الأنوار: 1/ 203/ 21.

[28] ( 3) ر. ك: العلم و الحكمة فى الكتاب و السنّة: 1/ 309( برترى دانشجويى بر عبادت).

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

    نتیجه ای یافت نشد.

مقالات